آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

359

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل پنجم - شرح سفر از شماخى تا دربند و از آنجا تا مرز و پايان امپراطورى ايران . حركت ما از شماخى روز سىام مارس صورت گرفت . از چند كوهستان نسبتا مرتفع گذشتيم و روز دوم آوريل رشته كوه‌هاى مزبور را پشت سر گذاشتيم و بر زمين هموار فرود آمديم و نه‌چندان دور از دريا به چشمه‌هاى « 1 » نفت برخورديم . اين چشمه‌ها سى چاله مجزا از يكديگرست كه از آن نفت ( كه روغن پتروليوم است ) شبيه آب با قدرت بيرون مىخيزند ، زيرا اين چشمه‌ها سه چشمه اصلى وجود داشت كه بايستى به اندازه دو كلافتر « 2 » از آن پائين رفت ، به همين سبب بر آن تخته‌هايى به طور عمودى قرار داده بودند كه از آن مانند نردبام براى پائين رفتن استفاده مى - كردند . صداى پرطنين چشمه‌هاى نفت مانند جوشيدن مايع در ديگ به گوش مىرسيد ، بوى تندى نيز به مشام مىخورد ، نفت سفيد بوئى ملايم‌تر از نفت سياه دارد . در آنجا دوگونه نفت ديديم ، يكى سياه و ديگرى سفيد كه از اولى مقدارى بيشتر

--> ( 1 ) - براى آگاهى در مورد نفت اين منطقه در آن زمان به كتاب پرارزش « سياست و اقتصاد عصر صفوى » صفحات 98 و 111 رجوع فرمائيد - م . ( 2 ) - Klafter